تبليغاتX
All About Cinema - .:. گفت و گو با مارک والبرگ بازیگر فیلم «مَکس پین»‏ .:.

All About Cinema

.:. گفت و گو با مارک والبرگ بازیگر فیلم «مَکس پین»‏ .:.



مارک والبرگ

گفت و گو با مارک والبرگ بازیگر فیلم «مَکس پاین»‏
سفر طولانی به درون شب
ترجمه: پیمان جوادی

پیش درآمد:
مارک والبرگ در فیلم تازه‌اش «مکس پاین» نقش کاراکتر مرکزی یعنی مکس پاین را بازی می‌کند. مکس در ‏این درام دلهره‌آور کُمیک استریپی یک ضدقهرمان تنها و منزوی ست. او یک پلیس کهنه‌کار، وظیفه‌شناس و سخت‌گیر است ‏که برای خودش ماموریت مهم و خطیری در نظر گرفته است؛ انتقام گرفتن از کسانی که مسئول قتل و عام بی‌رحمانه خانواده ‏و دوست و همکار صمیمی‌اش هستند. تلاش مکس برای گرفتن انتقام، وی راهیِ سفری کابوس‌گونه به درون یک دنیای ‏زیرزمینی سیاه و تاریک با کاراکترهایی عجیب و غریب می‌کند که پایانی برای آن نمی‌توان متصور شد. در دل این سفر پر رمز ‏و راز، مکس مجبور به مبارزه با دشمنانی می‌شود که در دنیایی ماوراءِ‌طبیعی حضور دارند و در همین حال با یک خیانت ‏غیرقابل تصور و باورنکرنی رو به رو می‌شود. او که چیزی برای از دست دادن ندارد، دلیلی برای تبعیت از قانون نمی‌بیند. در ‏طول این سفر، وی درباره یک سری جنایت دیگر هم تحقیق می‌کند که می‌تواند او را به اطلاعات جدیدی در رابطه با قتل ‏همسر و فرزندش برساند. آیا مکس می‌تواند بر دشمنان واقعی و فراواقعی خود غلبه کرده و حقیقت گمشده را کشف کند؟

‏● چه عاملی باعث شد تا بازی در نقش یک ضد قهرمان را قبول کنی؟ و اصلا از بازی در کدام از ‏بخش‌های فیلم بیشتر لذت بردی؟

‏□ خیلی ساده، علتش این بود که مرا دعوت به بازی در این فیلم کردند. (می‌خندد) من تازه نقش یک دانشمند را ‏در فیلم «اتفاق» اِم نایت شیامالان بازی کرده بودم. در «استخوان‌های دوست‌داشتنی» هم در نقش یک کارمند ‏معمولی ظاهر شده‌ام. احساس می‌کردم زمان آن فرا رسیده که برگردم و در نقشی ظاهر شوم که کاملا برازنده من ‏است و می‌تواند لذت و هیجان خاصی را برایم به همراه داشته باشد. مکس پاین چنین نقشی بود، کاراکتری که ‏شباهتی به چند شخصیتی که در چندسال اخیر بازی کرده بودم نداشت.‏

● مکس پاین ویژگی‌های خاص و منحصربفرد خودش را دارد و کاراکتر ویژه‌ای ست. اینطور به نظر ‏می‌رسد که بازی در نقش آدم بد ماجرا را دوست داری، آن هم در فیلمی که حال و هوایی فانتزی و ‏کُمیک استریپی دارد. بازی در چنین نقشی چه حس و حالی دارد؟
‏□ ایده کلی در ارتباط با این کاراکتر خیلی جذاب و لذتبخش بود، ولی واقعیت این است که من هم دیگر آن جوان ‏سال‌های گذشته نیستم و سن‌ام بالا رفته است. هزینه تولید فیلم کمی بالا بود و این کمی مرا اذیت می‌کرد. نباید ‏کاری می‌کردم که فیلمبرداری صحنه‌ها به برداشت‌های مجدد و متعدد کشیده شود. ما با پرده سبز و آبی سر و کار ‏داشتیم که برایم کمی تازگی داشت. دقیقا همین حس و حال را نسبت به طناب‌ها و حرکات بدلکاری داشتم. وقتی ‏کار تولید فیلم شروع شد، اول از همه تمام صحنه‌های اکشن آن را فیلمبرداری کردیم. اما از شوخی گذشته، باید ‏خودم را با آن صحنه‌های اکشن و پربرخورد و پر از درگیری هماهنگ می‌کردم و در کنار بقیه بازیگران جوان، آن ‏کارهای فیزیکی و اکشن را انجام می‌دادم. کار ما در پرده سوم ماجرا خیلی سخت و دشوار شد، زیرا صحنه‌ها کاملا ‏هیجان‌انگیز بود و همه ما را هیجان زده و دیوانه کرده بود. این صحنه‌ها از آن دسته صحنه‌هایی بود که هرکسی در ‏دنیای سینما رویا و آرزوی بازی در آن‌ها را دارد.‏

●کار کردن با جان مور، کارگردان فیلم، چطور بود؟
‏□ جان فیلمساز خاصی ست. وقتی که چیزی را می‌خواهد و دست روی چیزی می‌گذارد باید آن را حتما انجام دهد ‏و از شما هم می‌خواهد تا آن را به بهترین شکل ممکن اجرا کنید. در عین حال او دقیقا می‌داند که سر صحنه‌ها چه ‏می‌خواهد و در جست و جوی چه چیزی ست. همه ما می‌خواستیم فیلمی بسازیم که کاملا واقعی به نظر برسد. به ‏همین دلیل همه سعی و تلاش‌مان را کردیم تا حد امکان به حرف جان گوش دهیم.‏

‏● کاراکتری که در این فیلم داری از بقیه نقش‌هایت سیاه‌تر است. در این باره صحبت می‌کنی؟

‏□ به هرحال همیشه که نمی‌توان نقش آدم‌های خوب را بازی کرد. البته نقش من در این فیلم یک نقش منفی ‏نیست. در واقع او یک ضدقهرمان است که انتقام را حق خودش می‌داند و در این راه دست به هرکاری می‌زند تا به ‏هدفش برسد.‏

‏● آیا هیچ ارتباطی بین وینسنت چیس که نقش آکوامَن را بازی کرد با تو که نقش مکس پاین را بازی ‏کردی وجود دارد؟
‏□ نه، اما این احتمال وجود دارد که سازندگان فیلم از من بخواهند تا در قسمت بعدی این فیلم بازی کنم. در ‏قسمت دوم «مکس پاین» نقش این کاراکتر ضدفهرمان را کریس بریجز بازی خواهد کرد. قبل از این در این رابطه با ‏سازندگان فیلم صحبت کرده‌ایم و مسئله خاصی در این باره وجود ندارد. فکر می‌کنم وینسنت انتخاب مناسبی برای ‏ایفای نقش مکس نباشد. مسئله اصلی همیشه انتخاب گزینه درست است. من و کریس درباره کاراکتر مکس ‏صحبت‌های زیادی کردیم. هردوی ما از دنیای موسیقی به دنیای سینما آمده‌ایم و زبان یکدیگر را خیلی خوب ‏می‌فهمیم. بازی در نقش مکس، حکم یک سفر طولانی را دارد و مردم دوست دارند تا روی پرده سینما آدم‌هایی ‏راببیینندکه زمین می‌خورند و دوباره بلند می‌شوند. مکس وارد یک مکان تاریک و سیاه می‌شود و تلاش می‌کند تا با ‏کشف حقایق تبدیل به آدمی کاملا مثبت و منطقی شود.‏

‏● در صحنه‌ای کریس اودانل را مضروب می‌کنی و در اواخر فیلم او کاملا زخمی و خون‌آلود است. چه ‏ارتباطی میان این دو صحنه وجود دارد؟ ‏

‏□ خُب، این فیلم قرار بود به شکلی ساخته شود که تماشاگران بالای سیزده سال بتوانند به تماشایش بروند. به ‏همین خاطر نمی‌شد بعد از مورد هدف قرار دادن یک کاراکتر، او را خون‌آلود ببینیم که از بدنش خون فوران می‌کند. ‏ولی وقتی در صحنه‌های بعدی زخم را روی بدن او ببینیم، همه چیز قابل توجیه است. در ابتدا، هدف اصلی ما ‏ساخت فیلمی سرگرم‌کننده بود که همه بتوانند به تماشای آن بنشینند. بدین منظور حقه‌های زیادی زدیم و ‏خشونت را به شکلی عیان و آشکار نشان نمی‌دادیم.‏

‏● همکاری با بازیگر جوان و تازه‌کاری مثل میلا کونیس چگونه بود؟ سر صحنه که با هم اختلاف یا ‏درگیری نداشتید!؟

‏□ با او، اصلا. می‌دانی، او به شیوه "متد" درس بازیگری خوانده و در کارش خیلی جدی و سختگیر است. سر صحنه ‏اصرار داشت که حتما تمرین کند تا با آمادگی کامل به ایفای نقش بپردازد. آدم خیلی خوب و دلسوزی ست و ‏دیگران تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. زمانی‌که کریس اودانل روی من اسلحه می‌کشید، او قصد دفاع از من را داشت ‏و می‌خواست به کریس ضربه بزند.‏

● از آنجا که پدر سه فرزند هستی، آیا حضور در یک فضای تاریک و بازی در چنین نقشی کار سختی ‏بود؟
‏□ من یکی از بازیگران شکسپیری نیستم که متمایل و علاقه‌مند به افسانه‌ها و قصه‌های تلخ و تراژیک هستند. در ‏عین حال از آن دسته آدم‌هایی هم نیستم که در دوران کودکی به مکان‌های خاصی پناه می‌برده و پنهان می‌شده‌اند. ‏در ضمن هیچ وقت هم به این نکته فکر نکرده‌ام که ممکن است اتفاق هولناکی برای خانواده‌ام رخ دهد. به همین ‏دلیل هر روز سر صحنه فیلمبرداری لحظه‌شماری می‌کردم و بی‌تابِ لحظه‌ای بودم که کار تمام شود و خیلی سریع ‏خودم را به خانه و خانواده‌ام برسانم. به شدت دلم می‌خواست بچه‌هایم را در آغوش بگیرم و با آنها درباره آنچه که در ‏ذهن داشتم صحبت کنم.‏

● حضور در صحنه‌های فیلمبرداری با آن لوکیشن‌های تاریک و کم نور چطور بود؟
‏□ اصلا جالب و لذتبخش نبود. اما در عین حال، کارگردان فیلم تلاش داشت تا ما سر صحنه احساس راحتی کنیم. ‏اگر می‌خواستیم فیلمبرداری صحنه‌ای را شروع کنیم و توفانی از راه می‌رسید، خیلی راحت رو به همه می‌کرد و ‏می‌گفت: "بچه‌ها، فیلمبرداری را ادامه می‌دهیم! کجای کار بودیم؟!" در این حالت او حتی چند صحنه اضافی هم ‏می‌گرفت! با توجه به این سخت‌گیری‌ها شرایط کاری ما سر صحنه خیلی سخت و دشوار بود.‏

‏● اصلی‌ترین چالش در هنگام بازی در فیلم «مکس پاین» چه بود؟

‏□ بزرگترین چالش برای من حس‌گیری در صحنه‌های عاطفی و احساسی بود و اینکه احساس کنم چه اتفاق ‏هولناکی برای خانواده‌ام رخ داده است. باید بدل‌کاری صحنه‌های حساس و خطرناک را هم خودم انجام می‌دادم. ‏واقعیت این است که من به شدت آدم خونسرد و در عین حال سرسختی هستم که می‌بایست در این فیلم روحیات و ‏حالات عاطفی‌ام را به شکلی آشکارا به نمایش می‌گذاشتم. می‌توانم تمام صحنه‌های اکشن را بازی کنم بدون اینکه ‏احساس ناراحتی کنم. این نکته اذیتم نمی‌کند و از حضور در این صحنه‌ها به هیچ عنوان هراسی به دل راه نمی‌دهم. ‏ولی حالا که پدر شده‌ام وضعیت تغییر کرده است و دیگر نمی‌توانم فقط به فکر خودم باشم.‏

‏●بهترین نصیحتی که تا به حال از کسی شنیده‌ای کدام است؟

‏□ با مردم طوری رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند. همیشه صادق و راستگو باش و در همه حال خدا را ‏شکرگذار باش. این دوتا از بهترین نصیحت‌هایی ست که تا به حال شنیده‌ام.‏

‏● واقعا می‌خواهی در قسمت دوم بازی نکنی؟

‏□ احتمالش که زیاد است. اگر من بازی نکنم کریس این کار را به جای من انجام می‌دهد. به شرطی در قسمت دوم ‏فیلم بازی می‌کنم که قصه و حال و هوایش بهتر از قسمت اول باشد و کاراکتر من دست به کارهای تازه‌تری بزند و ‏حقیقتا بتوان دلیلی برای ادامه قصه پیدا کرد. خلاصه اینکه، حرف اصلی من این است که بتوان این فیلم و کاراکتر را ‏به شکلی بهتر و جذاب‌تر روی پرده سینما به نمایش گذاشت.‏

● شنیده‌ایم که قرار است سه قسمت دیگر از این بازی ویدئویی تبدیل به فیلم شود!‏
‏□ بله، درست است. اما هنوز فیلمنامه‌های آن آماده نشده است.‏

‏● اگر یادت باشد، مدتی قبل گفته بودی که در چهل سالگی بازیگری را رها کرده و خود را بازنشسته ‏می‌کنی!‏

‏□ بله، یکبار چنین چیزی گفتم و حالا همه درباره‌اش صحبت می‌کنند. من هم مثل خیلی‌های دیگر حرف‌هایی ‏می‌زنم که نباید همه آنها را جدی گرفت! طبیعی ست حالا که زن و بچه دارم فعالیت‌هایم کمتر شده است. حالا آنها ‏برایم در درجه اول اهمیت قرار دارند و باید تعادل مناسبی میان زندگی خانوادگی و حرفه و شغل‌ام برقرار کنم. این ‏روزها بیشتر کارهایی را قبول می‌کنم که شیفته قصه و کاراکتر آنها شده باشم. ترجیح می‌دهم بچه‌هایم را به مدرسه ‏ببرم تا اینکه در یک فیلم کم اهمیت بازی کنم. شاید در سن چهل و پنج سالگی کار بازیگری را رها کنم. البته باز ‏هم این حرف مرا خیلی جدی نگیرید!‏



       

       

 

+ نوشته شده در  Tue 6 Jan 2009ساعت 4:53 PM  توسط Russell Crowe ( آرمین )  |